خرید بک لینک
نوشته بود "خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو"یک زمانی خیلی توی بحر این مصرع رفته بودم،این که بخواهم همرنگ جماعت شوم،مثل بقیه...حتی گاهی اوقات هم سعی کردم مثل بقیه شوماین که توی خیابان که راه می روی،لبخند نزنی و اخم کنی،کسی به تو بگوید بالا چشمت ابرو است،حرفت حرف قفل فرمان و مشت و فحش باشداین که هر روز دروغ تحویل همه بدهی،پشت سر به فردی که ادعای دوستی با او را داری بخندی و چرت و پرت ببافیاین که دنبال تلافی باشی،تا تلافی نکنی دست برنداری و آزار برسانیحرفت،منطق فحاشی و هتاکی باشد،حتی شوخی هایت هم هتاکانه شخصیت طرف مقابل را زیر سوال ببرندحقیقت هم همین است،گاهی مردم همین انسان ها را می خواهند،در نظرشان آن کسی که هر روز با یک نفر است عجب انسان زرنگی است،در نظرشان آن که آرزوی شهادت دارد و دم از دین و دیانت و آزادگی می زند،بلانسبت یک کله خر احمق عرب پرست استدر نظر مردم آن که منطقش،منطق فحش به اول و آخر یک نفر است خوش اخلاق است،ولی آن کسی که لبخند میزند مغرور خودخواه استته کار را بگویم که خواستم عین مردم دیگر بشوم،ولی نتوانستم که بشوم،دیدم با فحش های ملت بهتر می شود کنار آمد تا این که از تو تعریف

برچسب: نویسنده: مهتاب کاشانی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 14:47

صفحه بندی